منتخب متن ترانه های احساسی :)

بچه

نویسنده :سوگل
تاریخ:جمعه بیستم مرداد 1391-14:52

تو به من احتیاج داری و من خستم از تو ,بفهم درکم کن

فکر نکن دست و پات و میبندم تو خودت مرد باش ترکم کم

دیگه این عشق نیست دیوونه وقتی قلبت برام نمیلرزه

چشمتو رو به هر دومون وا کن این یه عادت چقدر می ارزه

هی نگو با تو من عوض میشم نگو میشه به عشق برگردم

جلوی کی دروغ میبافی ,بچه من با تو زندگی کردم

هر دو تامون مثل یه کوه یخیم همه چی بین ما دوتا سرده

به دلت شک کن عزیز دلم دیگه اون عشق بر نمیگرده

خودتم باورت نمیشه ولی بی منم میشه قصه و سر کرد

وقتی عادت کنی به تنهایی خیلی چیزارو میشه باور کرد

هی نگو با تو من عوض میشم نگو میشه به عشق برگردم

جلوی کی دروغ میبافی ,بچه من با تو زندگی کردم



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تو باور نکن

نویسنده :سوگل
تاریخ:جمعه بیستم مرداد 1391-14:31

من از زندگی تو هوات خستم

ازت خستم و باز وابستم

نگو ما کجاییم که شب بین ماست

خودم هم نمیدونم اینجا کجاست

بیا با هوای دلم سر نکن

بهت راست میگم تو باور نکن

از این فاصله سهمم و کم نکن

بهت خیره میشم نگاهم نکن

تو رنجیدی و دل ندادم بری

خودم و فراموش کردم تو یادم بری

تو یادم بری زندگیم سرد شه

یه روز این پسر بچه هم مرد شه

ولی هرشب از خواب من رد شدی

به هر راهی رفتم تومقصد شدی

درست لحظه ای که ازت میبرم

تحمل ندارم شکست می خورم

نمیشه تو این خونه پنهون بشم

بهم سخت میگیری آسون بشم

اگه پای من جادرو بر نگشت

فراموش کن بین ما چی گذشت



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لعنت به من

نویسنده :سوگل
تاریخ:سه شنبه سی ام خرداد 1391-10:52

لعنت به من چه ساده دل سپردم

لعنت به من اگر واسش میمردم

دست من و گرفت و بعد ولم کرد

لعنت به اون کسی که عاشقم کرد

یکی بگه که ماه من کی بوده

مسبب گناه من کی بوده

سهم من از گناه تو همین بود

عشق تو بدترین قسمت بهترین بود

تو دل بارون من و عاشقم کرد

بین زمین و آسمون ولم کرد

یکی بگه چه جوری شد که این شد

سهم تو آسمون و من زمین شد

لعنت به من چه ساده دل سپردم

لعنت به من اگر واسش میمردم

دست من و گرفت و بعد ولم کرد

لعنت به اون کسی که عاشقم کرد



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آرزو

نویسنده :سوگل
تاریخ:پنجشنبه هجدهم خرداد 1391-18:10

قاب شیشه ای چشمات من و با تو آشنا کرد

من تو رویای تو بودم بی خبر من و صدا کرد

قاب شیشه ای چشمات برای من مثل نفس شد

برای قلب عاشق من همه چیز و همه کس شد

من به آرزوم رسیدم به تن تب دار دستات

دستای تو مال من شد تو پناه امن چشمات

سرنوشتم زیر و رو شد شبم از ستاره پر شد

کویر زخمی دستام عاقبت دوباره پر شد

بی روح و سرد تویه مسیر بد

خسته از زخم هایی که بهم یه غریبه زد

یه غریبه که راحت من و بازی داده

براش فرقی نداشت که غیر من با کی باشه

شاید یه آرزو بود مثل یه راه دور

که ببینم خودم همیشه کنار تو

تویی یه کوه نور واسه منی که خستم

مرحم قلبی که همه درها رو روش بستم

ریشه های خشک و خوبم غم پاییزو رها کرد

باورم جوونه داد و محشری دیگه به پا کرد

زیر سایه ی نگاهت همه دنیار و شناختم

دل دیوونه رو از نو من با دستای تو ساختم



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اقاقی

نویسنده :سوگل
تاریخ:شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391-23:13

کاش لحظه های رفتن نمیبارید اشک چشمام

هق هق دلتنگیهام و میشکستم توی رگهام

 

دل پر تحملم از گریه ی من گله داره

چهره ی سرخ غرورم از شکستم شرمساره

 

باغ پیوند من و تو پر از عطر اقاقی

فصل آشنایی ما سبز خواهد ماند باقی

 

همه ی آنچه که دارم پیشکش سادگی تو

سوگلی ترانه هایم هدیه ی یک رنگی تو

 

فکر من مباش مسافر به سپیده ها بیندیش

چشم فرداها به راه,راه سختی مانده در پیش

 

ای تولد دوباره فصل آغاز من و توست

ای رها از رخوت تن وقت پرکشیدن توست



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خیال

نویسنده :سوگل
تاریخ:شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391-22:57

حالا دیگه تو رو داشتن خیاله

دل اسیر آرزوهای محاله

غبار پشت شیشه میگه رفتی

ولی هنوز دلم باور نداره

حالا راه تو دوره دل من چه صبوره

کاشکی بودی و میدیدی زندگیم چه سوت و کوره

آسمون از غم دوریت حالا روز و شب میباره

دیگه تو ذهن خیابون من و تنها جا میزاره

خاطره مثل یه پیچک میپیچه رو تن خستم

دیگه حرفی که ندارم دل به خلوت تو بستم



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

با تو

نویسنده :سوگل
تاریخ:سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391-23:03

با تو این تن شکسته داره کم کم جون میگیره

آخرین ذرات موندن توی رگهام نمیمیره

 

با تو انگار تو بهشتم با تو پر سعادتم من

دیگه از مرگ نمیترسم عاشق شهامتم من

 

اگه رو حصیر بشینم اگه هیچ نداشته باشم

با تو من مالک دنیام با تو در نهایتم من

 

با تو شاه ماهی دریا بی تو مرگ موج تو ساحل

با تو شکل یک حماسه بی تو یک کلام باطل

 

بی تو من هیچی نمی خوام از این عمری که دو روزه

نرو تا غم واسه قلبم پیرهن عذا بدوزه



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خاکستری

نویسنده :سوگل
تاریخ:سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391-22:59

روح بزرگوار من دلگیرم از حجاب تو

شکل کدوم حقیقته چهره ی بی نقاب تو

 

وقتی تن حقیرم و به مسلخ تو میبرم

مغلوب قلب من نشو ستیزه کن با پیکرم

 

اسم من و ازمن بگیر تشنه ی معنی منم

سنگین بار تن برام ببین چه خسته میشکنم

 

به انتظار فصل تو تمام فصل ها گذشت

چه یاَس بینهایتی ندیم من بود

 

فصل بد خاکستری تسلیم و بی صدا گذشت

چه قلب بیسخاوتی حریم من بود

 

دژخیم بیرحم تنم به فکر تاراج من

روح بزرگوار من لحظه ی معراج من

 

فکر نجات من نباش مرگ من و ترانه کن

هر شعرم و به پیکرم تشنه ی تازیانه کن



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

راز همیشگی

نویسنده :سوگل
تاریخ:سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391-22:53

حس همیشه داشتنت نه عشق و دلبستگی

نه قصه ی گسستنه نه حرف پیوستگی

 

عادت و عشق و عاطفه هرچه لغت تو عالم

برای حس من و تو یه اسم گنگ و مبهم

 

تو این روزای بی کسی اگه به دادم نرسی

یه روز میای که دیر شده نمونده از من نفسی

 

خواستن تو برای من فراتر از روح و تن

راز همیشگی شدن همیشه از تو گفتن

 

اگر تو مهلتم بدی,مهلت مرگ و نمی خوام

با تو به قصه میرسم همراه لحظه ها میام

 

همیشه عاجز کلام از گفتن معنی ناب

هیچ عاشقی,عاشقی رو یاد نگرفته از کتاب

 

عادت و عشق و عاطفه هرچه لغت تو عالم

برای حس من و تو یه اسم گنگ و مبهم



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خوشبختیت آرزوم

نویسنده :سوگل
تاریخ:دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391-19:20

اگه اون که کنارت تو رو بیشتر از من می خواد

اگه با همون راحتی اگه باهات راه میاد

اگه روزگار بد تو رو ازم گرفته

اگه خاطرات خوبمون از خاطرم نرفته

خوشبختیت آرزوم حتی با من نباشی

حتی از خاطره هامون جدا شی

از همون روزای اول میدونستم نمیمونی

میدونستم نمیتونی عشق و تو چشام بخونی

از همون روزای اول دل تو با دیگری بود

کاش همیشه پات بمونه اون که عشق بهتری بود

خوشبختیت آرزوم حتی با من نباشی

حتی از خاطره هامون جدا شی



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هدیه

نویسنده :سوگل
تاریخ:دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391-19:16

وقتی دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو

غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

 

دلم و از مال دنیا به تو هدیه داده بودم

با تموم بی پناهی به تو تکیه داده بودم

 

هر بلایی سرم اومد همه زجری که کشیدم

همرو به جون خریدم ولی از تو نبریدم

 

هرجا بودم با تو بودم هرجا رفتم تو رو دیدم

تو سبک شدن تو رویا همه جا به تو رسیدم

 

اگه احساسم و کشتی اگه از یاد من و بردی

اگه رفتی بی تفاوت به غریبه سر سپردی

 

بدون این و که دل من شده جادو به طلسمت

یکی هست اینور دنیا که تو یادش مونده اسمت



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سری

نویسنده :سوگل
تاریخ:دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391-19:10

تو کجای قصه بودی که دلم به تو رسیده

چشمای غمگین و خیسم تا حالا کسی ندیده

 

منی که چشام و بسته بودم تا فقط تو رو ببینم

کسی به غیر تو حتی یه لحظه هم نبینم

 

دیگه به آخر رسیدم واسه من نمونده راهی

به خدا آخر دنیا واسم نزاشته جایی

 

این و از چشام بخونین چشای بی جون و خسته

اونی که باید میموندش دلم و تنها گذاشته

 

حالا که رفتی نمونم تا دیگه برات بخوم

تویی که همه وجودت بوده برام آروم جونم

 

برو با غریبه خوش باش تو دلت اونجا اسیره

اما تو خیالتم نیست یکی داره برات میمیره



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یادگاری

نویسنده :سوگل
تاریخ:دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391-19:04

چند تا عکس یادگاری با یه بغض و چند تا نامه

چند تا آهنگ قدیمی که همه دلخوشی هامه

 

آینه ای که روبه روم غرق تو بهت یه تصویر

بارونای پشت شیشه من و تنهایی وتقدیر

 

دست من نیست نفسم از عطر تو کلافه میشه

لحظه ای که حسی از تو به دلم اضافه میشه

 

باورم نمیشه اما این تویی که داره میره

خیره میمونم به چشمات حتی گریم نمیگیره

 

چشای مونده به راه و شب تنهایی ماه و یه دل بی سرپناه و من و خونه

ساعتای غرق خواب و این من بی تو خراب و یادت هرگز نمیمونه



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شب گریه

نویسنده :سوگل
تاریخ:شنبه نهم اردیبهشت 1391-22:29

ساده بودی مثل سایه مثل شبنم رو شقایق

مثل لبخند سپیده مثل شب گریه ی عاشق

بی تو شب دوباره آینه رو به روی غم گرفته

پنجره باز به بارون من  ولی دلم گرفته

واژه رنگ زندگی بود وقتی تو فکر تو بودم

عطر گل با نفسم بود وقتی از تو می سرودم

وقت راهی شدن تو کفترا شعرام و بردن

چشام از ستاره سوختن من و به گریه سپردن

رفتی و شب پر شد از من,از من  دلواپسی ها

رفتی و من و سپردی به زوال اطلسی ها



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خیلی ممنون

نویسنده :سوگل
تاریخ:شنبه نهم اردیبهشت 1391-22:18

خیلی ممنون انقد آسون من و داغون کردی

واسه احساسی که داشتم دلم و خون کردی

تو که هیچ حسی به این قصه نداشتی واسه چی

من و به محبت دو روزه مهمون کردی

همه عالم میدونستن که بری میمیرم

اما رفتی و همه عالم و حیرون کردی

خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم

خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمیگذرم

من حواسم به تو بود و تو دلت سر به هوا

با همین سر به هواییت من و ویرون کردی

من که با نگاه شیرین تو فرهاد شدم

مگه این کافی نبود که من و مجنون کردی



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو