منتخب متن ترانه های احساسی :)

دیگه گریه دلو وا نمیکنه...

تاریخ:یکشنبه سوم اردیبهشت 1391-03:00

زندگی با آدماش برای من یه قصه بود
توی این قصه کسی با کسی آشنا نبود
همه خنجر توی دست و خنده روی لبشون
توی شب صدایی جز گریهء بی صدا نبود
نمی خوام مثل همه گریه کنم
دیگه گریه دلو وا نمی کنه
قصه های پشت این پنجره ها
غمو از دلم جدا نمی کنه
قصهء ماتم من هر چی که بود هر چی که هست
قصهء ماتم قلب خستهء یه آدمه
وقت خوابه دیگه دیره نمی خوام قصه بگم
از غم و غصه برات هر چی بگم بازم کمه
نمی خوام مثل همه گریه کنم
دیگه گریه دلو وا نمی کنه
قصه های پشت این پنجره ها
غمو از دلم جدا نمی کنه



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فریاد

تاریخ:چهارشنبه سی ام فروردین 1391-23:37

در پیش بی دردان چرا فریاد بی حاصل کنم

گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم

در پرده سوزم همچو گل در سینه جوشم همچو مل

من شمع رسوا نیستم تا گریه در محفل کنم

اول کنم اندیشه ای تا برگزینم پیشه ای

آنگه به یک پیمانه می اندیشه را باطل کنم

غرق تمنای تو ام موجی ز دریای تو ام

من نخل سرکش نیستم تا خانه در ساحل کنم

از گل شنیدم بوی او مستانه رفتم سوی او

تا چون غبار کوی او در کوی جان منزل کنم


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سوگلی

تاریخ:چهارشنبه سی ام فروردین 1391-23:23

اومدم گل بکَنم نو گل سوگلت شدم
تو خودت شاه گل گلها بودی گلدونت شدم
حالا حرفامو می خوای باور بکن باور نکن
یه روزی یه وقت یه جا می شنوی قربونت شدم
الهی قربونت بشم فدای اون جونت بشم
اومدم لیلی ت بشم حسابی مجنونت بشم
خواستم عاشقت کنم خودم پریشونت شدم
آتشی زد به دلم عشق تو که داغ بشی
بخدای عشق قسم داغون داغونت شدم
ما رو ببین چه فکر می کردیم چی شد
دل دل دیوونه اسیر کی شد
بازی روزگار ببین چکار کرد
چه سهل و ساده بی قراریا کرد
اومدم گل بکنم نو گل سوگلت شدم
تو خودت شاه گل گلها بودی گلدونت شدم


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نفس

تاریخ:دوشنبه چهاردهم فروردین 1391-00:15

اگه حتی بین ما فاصله یک نفسه
نفس منو بگیر
برای یکی شدن اگه مرگ من بسه
نفس منو بگیر
ای تو هم سقف عزیز ای تو هم گریهء من
گریه هم فاصله بود
گریهء آخر ما آخر بازی عشق
ختم این قائله بود

حدس گر گرفتنت در تنور هر نفس
غم نه ، اما کم که نیست
هم شب تازهء تو ترکش پرتیر عشق
سنگ سنگر هم که نیست
خوب دیروز و هنوز طرحی از من بر صلیب
روی تن پوشت بدوز
وقت عریانئ عشق با همین طرح حقیر
در حریق تن بسوز

پلک تو فاصلهء دست و کاغذ و غزل
من و عاشقانه بود
رستن از پیلهء خواب ای کلید قفل شعر
خواب شاعرانه بود

از ته چاه سکوت تا بلندای صدا
یار ما بودی عزیز
در تمام طول راه با منه عاشق ترین
هم صدا بودی عزیز

حدس رو گردون شدن از من و از راه ما
باور بی یاوری
روز انکار نفس روز میلاد تو بود
مرگ این خوش باوری
خوب دیروز و هنوز طرحی از من بر صلیب
روی تن پوشت بدوز
وقت عریانی عشق با همین طرح حقیر
در حریق تن بسوز


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فریااد

تاریخ:دوشنبه چهاردهم فروردین 1391-00:13

فریاد نزن ای عاشق
من صدایت را درون
قلب خود می شنوم
درد را در چهره ی عاشق تو
با ذهن خود می نگرم
فریاد نزن ای عاشق
فریاد نزن !

***
بی سبب نیست چنین فریادم
بی گناه در دام عشق افتادم
چه درست و چه غلط زندگیه
هم خودم هم تورو بر باد دادم
بی گناه در دام عشق افتادم

***
اگر احساسمو می فهمیدی
قلبتو دوباره می بخشیدی
لحظه ی پایان این دیدار را
روز آغازی دگر می دیدی

***
اگه بیهوده نمی ترسیدم
عشقو آن گونه که هست می دیدم
شاید این لحظه ی غمگین وداع
قلبمو دوباره می بخشیدم
کاش از این عشق نمی ترسیدم !

***
ما سزاواریم اگر گریانیم
این چنین خسته و سرگردانیم
ما که دانسته به دام افتادیم
چرا از عاشقی رو گردانیم ؟

***
وقتی پیمان دل و می بستیم
گفته بودیم فقط عاشق هستیم
ولی با عشق نگفتیم هرگز
از دو ایل نا برابر هستیم
از دو ایل نابرابر هستیم

***
نه گناهکاریم نه بی تقصیریم
منو تو بازیچه ی تقدیریم
هردو در بیراهه ی بی رحم عشق
با دل و احساس خود درگیریم

***
بیشتر از همیشه دوستت دارم
گرچه از عاشقی و عاشق شدن بیزارم
زیر آوار فرو ریخته ی عشق
از دلم چیزی نمونده که به تو بسپارم
***
تو که همدردی مرا یاری بده
به من عاشق امیدواری بده
اگر عشق با ما سر یاری نداشت
تو به من قول وفاداری بده !
تو به من قول وفاداری بده !


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هیاهو...

تاریخ:دوشنبه چهاردهم فروردین 1391-00:11


هنوزم دستای گرمت جای امنی واسه گریه س
تو قشنگی مثل بارون من دلم پر از گلایه س
هنوزم تو این هیاهو توی این بغض شبونه
من و گنجشکای خونه دیدنت عادتمونه
پشت پنجره هنوز چشم براهت می شینم
ای که بی تو خودمو تک و تنها می بینم
ما دو تا پنجره بودیم گفتی که باید بمیریم
دیوارا همه خراب شد ولی ما هنوز اسیریم
ما هنوزم مثل مرداب مسخ آینه ی کویریم
ما همونیم که می خواستیم خورشیدو با دست بگیریم
گریه هام حروم شدن کاری بکن
چشم من بیا منو یاری بکن
وقتی که به تو رسیدم هنوزم آهو نفس داشت
هنوزم چلچله انگار تو چشاش غم قفس داشت
غزلک گریه نمی کرد تو شبای بی چراغی
من و تو هم قصه بودیم از ستاره به اقاقی
حالا اما دیگه وقت رفتنه
جاده اسم منو فریاد می زنه
حالا من موندم و یاد کوچه های خاکی و خیس
یاد خونه ای که دیگه خیلی وقته مال ما نیس
اگه خاموشم و خسته اگه از تو دور دورم
تکیه کن به من غریبه من یه کوه پرغرورم
پشت پنجره هنوز چشم براهت می شینم
ای که بی تو خودمو تک و تنها می بینم



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آوار

تاریخ:دوشنبه چهاردهم فروردین 1391-00:09

به تو وابسته م به تو 
محتاجم به تو 
باید از پیشت برم 
وابستم نشو 
تو تموم شب میسوزم 
مثل یه شمع بی جون 
میمونه واسه من 
از خودم پیکر سرد و بی خون 
اگه عطر پیرهنم 
از یادت نرفت 
دیگه از خودت نپرس 
این کی بود که رفت 
نکنه تا فرودگاه بیای 
طاقتشو ندارم 
نکنه وقت خدافظی 
عکستو جا بذارم 
انگار واسه ما هر روز پاییز ِ 
انگار رو سرم اوار میریزه 
باید بگذری از من همخونه 
اینجا خونمون از یاس لبریز ِ 

به تو وابسته م به تو 
محتاجم به تو 
دارم از پیشت میرم 
پابندم نشو 
بی تو من اب میشم میمیمرم 
مثل یه کوه برفی 
دیگه نمیمونه بین ما 
تا ته جاده حرفی 
اگه ساعت هفته شد 
فکر من نباش 
اگه عشقت شعله کرد 
بارون شو براش 
نکنه تا فرودگاه بیای 
طاقتشو نداری
نکنه وقت خدافظی 
قلبتو جا بذاری 
انگار واسه ما هر روز پاییز ِ 
انگار رو سرم اوار میریزه 
باید بگذری از من همخونه 
اینجا خونمون از یاس لبریز ِ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حلالت میکنم اما....

تاریخ:یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390-23:16

نمیدونم از کجا بگم...از چی بگم...
خیلی سخته که علاقه به یک دوست داشته باشی و به معنای واقعیه کلمه به فکرش باشی ولی اون به بدترین صورت تورو از زندگیش تف کنه بیرون...بیخیال
هر کسی تو زندگیش یه سری تجربیات داره که چقدر خوبه در اختیار بقیه بزاره!
همیشه اینو بدونید که دوست و دوستی مقطعیه و هر چقدر هم بخای ادعا کنی آخرش میفهمی بهترین دوست آدم خودشه.
هیچوقت به کسی بیشتر از حد نزدیک نشو چون مطمئن باش که ازش زده میشی؛واقعا قدیمی ها یه چیزی میدونستن که گفتن (دوری و دوستی)
هیچوقت100٪ اعتمادت رو به پای هیچ احدی نریز حداقل 10٪ رو نگه دار که اگه روزی بهت نارو زد خیلی تعجب نکنی.
حالم خوب نیست....جان عزیز ترین کسی که تو زندگی دارید به کسی اعتماد نکنید



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کمکم کن...

تاریخ:شنبه بیست و دوم بهمن 1390-01:48

پای حرفای دلم....همه حرفو گفتگوم

اگه هیچ کسی نبود.....بغض اگه موند تو گلوم

همیشه یه تکیه گاه....غایب همیشگی

نیمه ی گمشده بود....از روزای بچگی

دلش از جنس دل مریم و لاله و یاس

قد آوای خزر؛از تبار عاشقاست

یه غریب آشنا....شکل شبنم روی گل
انتهای هر سفر...ته جاده؛روی پل

قلبشو هدیه میداد....جای عیدی هر بهار

نامه هاشو دوست دارم...چون میمونه یادگار

عمریه از عمق چشمای ترش....همه ی ترانه هام جون میگیرن
اون نباشه کنج این حیات دل....همه گنجشکای خونه میمیرن

میونه خاطره های بی صحر.....صحنه از صدای عاشقا پره

کمکم کن خودمو پیدا کنم....در عبور از ردپای خاطره




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مسافر...

تاریخ:جمعه چهاردهم بهمن 1390-22:30

آهای مسافر خسته من ، دستت را بگذار بر روی دل من
میبینی که من نیز مثل تو خسته ام ، میبینی که من نیز مثل تو با غمها نشسته ام
آهای مسافر خسته من ، عاشق دل شکسته ات شده ام ، ببین مرا که محو نگاه زیبایت شده ام
من اینجا و تو آنجا هر دو دلشکسته ایم ، تا اینجا هم اگر نفسی است
برای هم زنده ایم
... من برای تو میشکنم و تو برای من ، راه راست بی فایده است ،
تقلب میکنیم تا زندگی مات شود در این دایره غم...
آهای مسافر خسته من ، شب آمده و باز هم یاد تو در دلم ،
ستاره ها خاموش ، من مانده ام و وجودم که در حسرت است ، در حسرت یک آغوش ....
آغوشی که لذتش تنها با تو است ، دنیا خواب است ،
کاش بودی که بیداری ام تا سحر عادت است
آهای مسافر خسته من ،کجا میروی ، جایی نداری برای رفتن ،
همه جا ماندنیست ، جز اینجا که نمیتوانیم بمانیم برای هم....
شعر غم میخوانم و اشک در چشمانت ، غم برای یک لحظه رود درمان میشود آن درد حال پریشانت
من برای تو فدا میشوم و تو برای من ، همه وجودم فدایت ، تو آرام بمان تا خیالش راحت شود دل من..
آهای سرنوشت ، با ما هم؟ ما که در زندگی به ناحق باختیم و چیزی نگفتیم،
در آتش عشق سوختیم و باز هم سکوت کردیم ،
با غمها همنشین بودیم و با حسرت نشستیم ، هر چه رفتیم،
آخر راه بن بست بود و باز هم نشکستیم!
رفتیم و رفتیم تا آخر راه ، آخرش پیدا نشد و ما نشستیم چشم به راه...
آهای مسافر خسته من ، دستت را بگذار در دستان من ...
میبینی که تا اینجا هم با تو ماندم، گفته بودم تا آخرش ، آخر قصه را هم برایت خواندم

سروش



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رد پای خاطره...

تاریخ:پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390-01:48


سلامی گرم به گرمی عشق؛وفا و صمیمیت...
همیشه دلم میخواست یه فرصتی پیش بیاد تا بتونم مدام حرف بزنم...اونقدر كه دلم خالی بشه...بعدش یه نفس عمیق بكشمو بگم آخیـــــــــــــــش بالاخره همه ی حرفامو زدم!!! دلم میخواست از خودم بگم از دلم بگم...دلم میخواست تنها نباشم،غیر از خدا كسایی باشن كه حرفامو بشنون.
اینجا واسه من فقط یه وبلاگ نیست،خونه ی منه،جایی كه میتونم توش واسه یه لحظه بایستم و بدون نگرانی و استرس با آرامش لحظه ای رو سر كنم، به همتون خوشامدمیگم،اینجا خونه ی من نیست...
خانه ی من...خانه ی تو.. خانه ی مـــــــــــــــــــــــــــــــا


نوع مطلب : دست نوشت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic