منتخب متن ترانه های احساسی :)

آرزو

نویسنده :سوگل
تاریخ:پنجشنبه هجدهم خرداد 1391-18:10

قاب شیشه ای چشمات من و با تو آشنا کرد

من تو رویای تو بودم بی خبر من و صدا کرد

قاب شیشه ای چشمات برای من مثل نفس شد

برای قلب عاشق من همه چیز و همه کس شد

من به آرزوم رسیدم به تن تب دار دستات

دستای تو مال من شد تو پناه امن چشمات

سرنوشتم زیر و رو شد شبم از ستاره پر شد

کویر زخمی دستام عاقبت دوباره پر شد

بی روح و سرد تویه مسیر بد

خسته از زخم هایی که بهم یه غریبه زد

یه غریبه که راحت من و بازی داده

براش فرقی نداشت که غیر من با کی باشه

شاید یه آرزو بود مثل یه راه دور

که ببینم خودم همیشه کنار تو

تویی یه کوه نور واسه منی که خستم

مرحم قلبی که همه درها رو روش بستم

ریشه های خشک و خوبم غم پاییزو رها کرد

باورم جوونه داد و محشری دیگه به پا کرد

زیر سایه ی نگاهت همه دنیار و شناختم

دل دیوونه رو از نو من با دستای تو ساختم



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مثل قدیم

نویسنده :Star Dust
تاریخ:پنجشنبه هجدهم خرداد 1391-01:42

رو به روی همیم...  بازم مثل قدیم...

یه قهوه ی تلخ رو میز که نداره طعمی


شروع کن... بگو تو  هم حال منو داری

 یا که نه خیلی خوب و سرحالی؟؟؟



بگو منکه همش واسه حرفات پایه بودم...

به ظاهر... خب از درون تیكه پاره بودم



 بگو بازم مثل همیشه میشنوم من...

 ولی به خدا نداری حرف بیشتر از من


این منم بدیا تو خونم رخنه كردن

دیگه مثل قدیم نیستم...الان كوه دردم...


آدمی که از همه کس ضربه خورده

آرزو های سینش هم خیلی وقته مرده....


دوباره باز حرفای تكراری...

بگو شاید آروم شم... بگو حال منو داری...


تو كه دیدی تركشای بدی روی پوست و تنم

میبندی چشاتو تا كه چیز دیگه نگم؟


چیه؟ سخته شنیدنش؟ خیلی تلخه حرفام؟

مگه روز خوشی هم گذاشتی واسه فردام؟


كه انتظار داری مثل قبل حرف خوب بگیم

خب... خودتو به خواب بزن بازم مثل قدیم


تا كه نخوای ببینی چقد داغون و خرابم

ببندی چشاتو تا كه ندی تو جوابم


ما كه عادت كردیم به خدا عیبی نداره

یه عمر كنارت بودیم ولی عین غریبه



بازم مثل قدیم... پر دردیم...

باید به خاطرت از  بدی هات چیزی نگیم


باشه اصلا تو خوب... همه بدی ها از ماست

دل تو کوچیکه و دل ما دریاست


که این قدر جا داره واسه بدیه دیگرون

داره خفم میکنه دیگه بغض تو گلوم


این ما بودیم با خوب و بدش همیشه ساختیم

الان رسیدیم تهش... دیگه آخر خطیم


میبینی روزام چه قدر تاریکه؟

هی با تو ام... هنوز خوابی که


چرا ساکتی و هیچ جوابی نمیدی؟

 انگار که سالهاست تو گرفتی خوابیدی


مگه دارم قصه میگم که تو خوابت برد؟

 نکنه خوبی هام بود كه منو از یادت برد؟


 میگن به هر کی خوبی کنی از دست میدیش...

خب... الانم همینه... داریم درس پس میدیم


پس تقصیر تو نیست... بی رحمه زمونه

تو هم نذار تو وجودت دیگه حرفی بمونه


لب باز كن بگو... من میشنوم...

نمیخوام غرورت جلو چشم من بشكنه


بگو... بی مرام نیستم تا چشامو ببندم

تا كه نشی مثل من حرفات تو سینه بگندن


تو هم یه جور مثل منی... حال منو داری

از دنیا بریدی از این قصه بیزاری



پس بگذریم... بازم مثل قدیم... رو به روی همیم...

 بخور قهوتو شاید پیدا کرده باشه طعمی....



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو