منتخب متن ترانه های احساسی :)

برگرد...

نویسنده :Star Dust
تاریخ:پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391-12:29

تو اون روزا که ذهن ما فقط فکر تلافی بود

بازم تو فکر هم بودیم... اگرچه اختلافی بود


همون روزا که تو قلبم فقط جای تو خالی بود

یه عکس از ما کنار هم یه تصویر خیالی بود



این فاصله داره از نبودن تو جون می گیره برگرد

روحم از شعله ی این فاصله می سوزه برگرد


فردای من بی حضور تو معنایی نداره

امروز و فردای من بی تو مثله دیروزه برگرد


تموم نقطه چین هایی که تو حرفای من بوده

یجور پیغام سربسته است که واسه تنها شدن زوده...


چه دوران عجیبی بود که رفت از یادمون کم کم

مگه سرگرم چی بودیم که غافل می شدیم از هم؟


این فاصله داره از نبودن تو جون می گیره برگرد

روحم از شعله ی این فاصله می سوزه... برگرد...


فردای من بی حضور تو معنایی نداره

امروز و فردای من بی تو مثله دیروزه برگرد



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

...

نویسنده :Star Dust
تاریخ:چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391-12:13

تو که نیستی تا ببینی گریه های هر شب من

بی حضور عاشق تو چه عجیبه گریه کردن...


تو که نیستی تا ببینی دل آسمون شکسته

جاده تا صبح قیامت... منو این پاهای خسته...


با عبور هر ستاره روح سبز تو رو دیدم

زیر قطرهای بارون صدای پاتوشنیدم


تو که نیستی تا ببینی...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

...

نویسنده :Star Dust
تاریخ:سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391-01:44

تصور كن توی دلت هست یه چیزی...

زیر بارون راه بری... اشك بریزی...

خوبیه بارون اینه اشكاتو پنهون میكنه

تو رو به یه حال و هوای تازه مهمون میكنه

تموم حرفهای این دل بغض شده... عقده شده...

خیلی وقته حرف احساسی چند نقطه شده

نمیدونی تو دل بی كس با غمها همراه شده

خیلی وقته تو حواست نیست و دل تنها شده

كاش میشد یه جوری از ترس این دل كم كنی...

ترسم اینه بفهمی احساسمو تركم كنی

نمیخوام رفتنت واسه چوبه ی دارم طناب شه

تصویری كه از تو دارم توی ذهنم خراب شه...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نمیدونستم

نویسنده :Star Dust
تاریخ:دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391-23:56




پرسه های بی تو...

 جای پاهات رو غرورم...


فكر اینكه نیستی لرزه میندازه به جونم...


انقد سنگینه سكوتم دیگه اشكامم ساكتن...

هر چی دورتر میشی از من بیشتر احساست میكنم...


از ذهنم نرفتی تو... عجیبه... این همه مدت... هی تكرار تصویرت

هنوز عطر رو پیرهنت حس میشه تو این هوا... انگار خیلی نزدیكه...


اگه میدونستم زندگی بی تو انقد سخته...

اگه میدونستم بری برگشتت خیاله...

فرصت نمیدادم دلت بره سهم دیگرون شه...


جز تو به دنیای من كی این احساسو میاره؟...


از فاصله گذشتی...

روی خط جدایی راه میری با اون...

 میخندی آروم...


داره نفس هاش جامو میگیره...

تو دستای اون خوابت میگیره...



از ذهنم نرفتی تو... عجیبه... این همه مدت... هی تكرار تصویرت

هنوز عطر رو پیرهنت حس میشه تو این هوا... انگار خیلی نزدیكه...


اگه میدونستم زندگی بی تو انقد سخته

اگه میدونستم بری برگشتت خیاله


فرصت نمیدادم دلت بره سهم دیگرون شه

جز تو به دنیای من كی این احساسو میاره؟...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عاشقانه...

نویسنده :Star Dust
تاریخ:دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391-12:43

ای شب از رویای تو رنگین شده

سینه از عطر توام سنگین شده

ای به روی چشم من گسترده خویش

شادیم بخشیده از اندوه بیش

همچو بارانی که شوید جسم خاک

هستیم زآلودگی ها کرده پاک

ای تپش های تن سوزان من

آتشی در سایهء مژگان من

ای ز گندمزارها سرشارتر

ای ز زرین شاخه ها پر بارتر

ای در بگشوده بر خورشیدها

در هجوم ظلمت تردیدها

با توام دیگر ز دردی بیم نیست

هست اگر، جز درد خوشبختیم نیست 

 

ای دل تنگ من و این بار نور؟

هایهوی زندگی در قعر گور؟

 

ای دو چشمانت چمنزاران من

داغ چشمت خورده بر چشمان من

پیش از اینت گر که در خود داشتم

هرکسی را تو نمی انگاشتم

 

درد تاریکیست درد خواستن

رفتن و بیهوده خود را کاستن

سر نهادن بر سیه دل سینه ها

سینه آلودن به چرک کینه ها

در نوازش، نیش ماران یافتن

زهر در لبخند یاران یافتن

زر نهادن در کف طرارها

گمشدن در پهنه بازارها

 

آه، ای با جان من آمیخته

ای مرا از گور من انگیخته

چون ستاره، با دو بال زرنشان

آمده از دور دست آسمان

جوی خشک سینه ام را آب تو

بستر رگهایم را سیلاب تو

در جهانی اینچنین سرد و سیاه

با قدمهایت قدمهایم براه

 

ای به زیر پوستم پنهان شده

همچو خون در پوستم جوشان شده

گیسویم را از نوازش سوخته

گونه هام از هرم خواهش سوخته

آه، ای بیگانه با پیرهنم

آشنای سبزه واران تنم

آه، ای روشن طلوع بی غروب

آفتاب سرزمین های جنوب

آه، آه ای از سحر شاداب تر

از بهاران تازه تر سیراب تر

عشق دیگر نیست این، این خیرگیست

چلچراغی در سکوت و تیرگیست

عشق چون در سینه ام بیدار شد

از طلب پا تا سرم ایثار شد

این دگر من نیستم، من نیستم

حیف از آن عمری که با من زیستم

 

ای لبانم بوسه گاه بوسه ات

خیره چشمانم به راه بوسه ات

ای تشنج های لذت در تنم

ای خطوط پیکرت پیرهنم

آه  می خواهم که بشکافم ز هم

شادیم یک دم بیالاید به غم

آه، می خواهم که برخیزم ز جای

همچو ابری اشک ریزم های های

 

این دل تنگ من و این دود عود ؟

در شبستان، زخمه های چنگ و رود ؟

این فضای خالی و پروازها؟

این شب خاموش و این آوازها؟

 

 

ای نگاهت لای لائی سِحر بار

گاهوار کودکان بیقرار

ای نفسهایت نسیم نیمخواب

شسته از من لرزه های اضطراب

خفته در لبخند فرداهای من

رفته تا اعماق دنیا های من

 

ای مرا با شور شعر آمیخته

اینهمه آتش به شعرم ریخته

چون تب عشقم چنین افروختی

لاجرم شعرم به آتش سوختی

 

زنده یاد " فروغ فرخزاد "




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حرفای تكراری

نویسنده :Star Dust
تاریخ:دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391-12:41

شنیدم چند وقته که شبا تا صبح بیداری


چی می تونم بگم با تو جز این حرفای تکراری؟



نمی تونم ببینم که دو باره اشک می ریزی


یه احساس بدی دارم،یه احساس غم انگیزی



من و تو مال هم بودیم ،ولی دنیا جدامون کرد


من از راه خودم میرم،تو از راه خودت برگرد



به من محکم بگو میری،آخه می ترسم از تردید


چشام از لحظه ی اول ته این قصه رو می دید



یه دنیا خاطره جا موند ،توی این کوچه های خیس


داریم از هم جدا می شیم،ولی این آخر راه نیست



من و تو مال هم بودیم ،ولی دنیا جدامون کرد


من از راه خودم میرم،تو از راه خودت برگرد




زمستون رفتنی میشه،زمین آروم نمی شینه


یه روز خوب تو راهه،امید هر دومون اینه



من و تو مال هم بودیم ،ولی دنیا جدامون کرد


من از راه خودم میرم،تو از راه خودت برگرد





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حلالت میكنم...اما...

نویسنده :Star Dust
تاریخ:یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391-18:18

حلالت میكنم اما هنوزم از تو دلگیرم

تو میخندی و من آروم تو دست گریه میمیرم


حلالت میكنم اما نباید از خودم رد شم

تو گم میشی و من اینجا تو رو با گریه می بخشم


تقاصه آرزوهامو كجای قصه پس دادی

كه از اوج پریدن ها به خاك گریه افتادی؟



كجای قصه ی پرواز چراغ راه رو گم كردم؟

كه باید این همه تنها به سوی خونه برگردم


حلالت میكنم اما به دیروز تو زنجیرم

تو رو گم میكنم وقتی تو دست گریه میمیرم


حلالت میكنم اما نمیتونم كه برگردم

تمومه آرزوهامو تو دنیای تو گم كردم



 من از روزایی میترسم كه پشت مرز تقدیرن

از اینكه حتی فرداهام تو دستای تو میمیرن



حلالت میكنم... اما... هنوزم از تو دلگیرم...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خداحافظ

نویسنده :Star Dust
تاریخ:یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391-05:23

شب رفتن رسیدم از راه... دلم از غصه میمیره...

دارم مرد سفر میشم... هوا اینجا نفس گیره...


دارم از چشم تو میرم ولی یادت به دل مونده

نفس زندونیه امشب ولی اسم تو رو خونده



خداحافظ... خداحافظ... عزیز لحظه های من

خداحافظ... خداحافظ... دلیل گریه های من



به یاد تو چه شبهایی نشستم چشم به راه تو

شاید برگردی و این بار ببخشم من گناهت رو


شكستم بی صدا امام دلم پیش تو مهمونه

خودم نیستم... ولی قلبم همیشه با تو میمونه



خداحافظ... خداحافظ... عزیز لحظه های من

خداحافظ... خداحافظ... دلیل گریه های من



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اقاقی

نویسنده :سوگل
تاریخ:شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391-23:13

کاش لحظه های رفتن نمیبارید اشک چشمام

هق هق دلتنگیهام و میشکستم توی رگهام

 

دل پر تحملم از گریه ی من گله داره

چهره ی سرخ غرورم از شکستم شرمساره

 

باغ پیوند من و تو پر از عطر اقاقی

فصل آشنایی ما سبز خواهد ماند باقی

 

همه ی آنچه که دارم پیشکش سادگی تو

سوگلی ترانه هایم هدیه ی یک رنگی تو

 

فکر من مباش مسافر به سپیده ها بیندیش

چشم فرداها به راه,راه سختی مانده در پیش

 

ای تولد دوباره فصل آغاز من و توست

ای رها از رخوت تن وقت پرکشیدن توست



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خیال

نویسنده :سوگل
تاریخ:شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391-22:57

حالا دیگه تو رو داشتن خیاله

دل اسیر آرزوهای محاله

غبار پشت شیشه میگه رفتی

ولی هنوز دلم باور نداره

حالا راه تو دوره دل من چه صبوره

کاشکی بودی و میدیدی زندگیم چه سوت و کوره

آسمون از غم دوریت حالا روز و شب میباره

دیگه تو ذهن خیابون من و تنها جا میزاره

خاطره مثل یه پیچک میپیچه رو تن خستم

دیگه حرفی که ندارم دل به خلوت تو بستم



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

افسانه

نویسنده :Star Dust
تاریخ:شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391-13:26

بدعادت كردی چشمامو...از اون وقتی كه اینجایی

تو و آرامش چشمات... با این لبخندرویایی


همه حرفام... همه شعرام... بی تو تصویری از دردن

چشات معیار زیبایی  رو تو قلبم عوض كردن


كسی مثل منه عاشق به احساس تو مومن نیست

میخوام افسانه شم با تو... میدونم غیرممكن نیست


تورو از وقتی كه دیدم چشامو رو همه بستم

همه عالم میدونن كه به چشمای تو وابستم


دیگه قلبم با آهنگ نفسهای تو مانوسه...

توكه میخندی انگاری
منو خوشبختی  میبوسه


بدعادت كردی چشمامو...ته این قصه پیدانیست

تو انقدر خوبی كه جز تو به چشمم هیچی زیبا نیست


واسه تومن كمم... آره... توحقت بیشتر از ایناست

ولی زیباییه مهتاب توی نگاه شب پیداست


آره تو از چشمام خوندی چقدر از دلهره خستم

اگه آرامشی دارم اونو مدیون توهستم....



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نفسگیر

نویسنده :Star Dust
تاریخ:جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391-13:20

هوا اینجا نفسگیره صدام از بغض می گیره

غم کی مثل من اینجا به این اندازه دلگیره؟


هنوز حس می کنم گاهی کنار من همینجایی

ولی تقدیر من میگه که اینجا نیست... تنهایی...



چه آسون آرزوهاتو تو دست غصه جا دادی

حقیقت اینه که تو با این خاک همزادی



دارم میرم بدون تو بدون انتظار تو

فقط با خاطرات تو فقط با یادگار تو


چه جوری رو به رو شم با نگاه پر سوالی که

تو رو می خواد و کم داری تو این روزا که تاریکه

چه جور پنهون کنم رفتی؟ چقدر این درد سنگینه...

تظاهر کردنش سخته چقدر این قصه غمگینه


دارم میرم بدون تو بدون انتظار تو

فقط با خاطرات تو فقط با یادگار تو




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بی اختیار

نویسنده :Star Dust
تاریخ:جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391-13:14

هوس کردم تن بارونو امشب

 که رو آتیش غربتم بباره


نگو گریه نکن... دست خودم نیست...

تموم گریه هام بی اختیاره



تموم عکساتو بغل گرفتم...

تموم خاطراتت رو نوشتم...


نمی دونم باید از کی بپرسم

 گمت کردم کجای سرنوشتم


بلند شو مهربون... آروم جونم...

 هنوز زوده بخوای تنهام بذاری


هنوز چیزی از این دنیا ندیدی

 یه عالم آرزوی کهنه نداری




دعا کن که فراموشی بگیرم...


 مگه میشه که دنیام بی تو باشه؟





دارم می بینم اون روزای تلخو



 تموم زندگیم از هم بپاشه



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فراموشم نكن

نویسنده :Star Dust
تاریخ:جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391-13:03

به من فکر کن شاید امشب یکم دلتنگ من باشی

نمی ارزید به این رفتن... نمی ارزید که تنها شی


نفهمیدی بدون تو چه روزایی رو سر کردم

فراموشم نکن... شاید... به آغوش تو برگردم


فراموشم نکن حتی اگه از من گریزونی

می خوای ترکم کنی اما... می دونم که نمی تونی


تو می دونی بدون تو شاید این حرف آخر شه

فراموشم نکن شاید هنوزم فرصتی باشه


می خوام دیوار تردیدو که بینمونه بردارم

می خوام باور کنی عشقم چقدر دستاتو کم دارم


رو دیوار اتاق من پر از تقویم خط خورده س

هنوز عطر تنت توی فضای خونه پیچیده س


فراموشم نکن حتی اگه از من گریزونی

می خوای ترکم کنی اما می دونم که نمی تونی


تو می دونی بدون تو شاید این حرف آخر شه

فراموشم نکن شاید هنوزم فرصتی باشه



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بغض این روزا

نویسنده :Star Dust
تاریخ:جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391-12:51

نمیدونم چرا بازم با یادت خیلی دلگیرم

هنوزم وقت دلتنگی توی آغوش تو گیرم


نمیذارم که این دوری بلای جون ما باشه

اگه حتی توی این دنیا وجودت مثل رویا شه


دوباره بغض این روزام میبارن هر شب از چشمام

غرورت هر دومونو کشت... تومیدونستی من تنهام


نمیخوام باورم باشه یه روزی مثل من بودی

یه روزی هر چی خوبی بود تو دادی دست نابودی


چی میشه راه برگشتی میذاشتی تا که برگردم؟

غرورت نیستم انگار عشق... منم دنیامو گم کردم...


نه از تنهایی میترسم... نه از حرفای تکراری...

كی میدونه... شاید امشب
تو هم تا صبح بیداری



دوباره بغض این روزام میبارن هر شب از چشمام

غرورت هر دومونو کشت... تومیدونستی من تنهام



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic