منتخب متن ترانه های احساسی :)

......

تاریخ:یکشنبه سی ام بهمن 1390-00:01

روی قبرم هر چی میخواین بنویسین....
فقط اگه این چهارتا حرف توی کلماتتون نباشه حلالتون نمیکنم

پ...ژ...چ...گ



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تو که نیستی

نویسنده :سوگل
تاریخ:شنبه بیست و نهم بهمن 1390-18:27

تو که نیستی زندگیم و زیر پای کی بریزم

واسه کی دلم بمیره وقتی تو نیستی عزیزم

 

دست سرد این زمونه دستام و از تو جدا کرد

بازی دوری و حسرت با دلهای ما چه ها کارد

 

عشق تو توی وجودم تا همیشه موندگاره

همه ارزوم همینه که ببینمت دوباره

 

دوری تو داره اروم من و از پا در میاره

رنگ پیری ذره ذره تو وجودم پا میذاره

 

طاقت دوری ندارم تو بیا بمون کنارم

ارزونی قدم تو همه ی دار و ندارم

 

ای قشنگترین ترانه با تو بودن ارزوم

ای تو نیمه ی وجودم بی تو عمر من حروم

 

نمیزارم که جدایی عشقم و از تو بگیره

چشم به راه تو میمونم نگو اما دیگه دیره



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ساده بگم

نویسنده :سوگل
تاریخ:شنبه بیست و نهم بهمن 1390-01:19

عادت یا عشق نمی دونم ,نمی تونم نبینمت

نمی تونم حتی یه شب به تنهایی بسپارمت

 

عادت یا عشق فقط بدون مثل نفس دوست دارم

خودم اگه از یاد برم تورو به خاطر میارم

 

هر اسمی که می خوای بزار رو من و احساسم به تو

عادت هوس عشق یا هوا یه اسم یا یه وا ژه ی نو

 

اما بدون هزار دفعه اگه بازم دنیا بیام

دوباره عاشقت  میشم  همیشه دونبالت میام

 

ساده بگم ساده بگم سادگیاتو دوست دارم

ساده نمیگذرم ازت تورو تو شعرام میارم

 

ساده بگم عاشقتم ساده بگم می خوام تورو

عادت دارم با تو باشم یه وقت نگی بهم برو

 

دوست ندارم سختش کنم احساسم و نسبت به تو

می خوام بهت ساده بگم فقط تو هم ساده بشو

 

حرفام و گوش بده می خوام حال دلم رو بدونی

شاید اثر کرد حرفام و بشه کنارم بمونی

 

شاید بشه رویای من به سادگی دنیا بیاد

حس بد خداحافظی دیگه سراغمون نیاد



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

EveryTime

نویسنده :Star Dust
تاریخ:جمعه بیست و هشتم بهمن 1390-23:40

notice me , take my hand

Why are we strangers when

Our love is strong

Why carry on without me


Everytime I try to fly, I fall

Without my wings, I feel so small

I guess I need you, baby

And everytime I see you in my dreams

I see your face, it's haunting me

I guess I need you, baby


I make believe that you are here

It's the only way I see clear

What have I done

You seem to move on easy


And everytime I try to fly, I fall

Without my wings, I feel so small

I guess I need you, baby

And everytime I see you in my dreams

I see your face, you're haunting me

I guess I need you, baby


I may have made it rain

Please forgive me

My weakness caused you pain

And this song's my sorry

At night I pray

That soon your face will fade away


And everytime I try to fly, I fall

Without my wings, I feel so small

I guess I need you, baby

And everytime I see you in my dreams

I see your face, you're haunting me

I guess I need you, baby






نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انگار می خواد بارون میاد

نویسنده :علی نادری
تاریخ:پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390-20:02


حال خوبی ندارم انگار می خواد بارون بیاد
 
درو واکن غریبه تاکه برام مهمون بیاد
 
 
اون سفیدی که توی شهر سیاه دل من
 
نقطه ی امید و زندگیم میشه همون بیاد
 

سبزی بهارو دوست دارم ولی به خاطرش
 
حاضرم هزار دفعه تو باغ من خزون بیاد
 
 

همه چیمو پاش می بازم برای یه بار نگاه
 
حتی پای آبروم اگر که در میون بیاد

 

میدونم که ماه میونه خونمون راه نداره
 
کاش می شد که عکس اون تو حوض خونمون بیاد
 
 

به خدا که زخمی از نگاه سرد اون شدم
 
تن زخمیمو بگو پیشش کشون کشون بیاد
 
 

اگه من رو نمی خواد یه گوشه تنها میمیرم
 
برا کشتنم بگو نیازی نیست قشون بیاد


نوع مطلب : غم نوشت  دست نوشت  دل نوشت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

میخوام باشی و باشم...!

نویسنده :Star Dust
تاریخ:پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390-15:14



میخوام باشی و باشم تا دم مرگ...

میخوام باشی و باشم عاشقونه
اما اون نگاه گرم و مهربونت

منو به سمت چشمات میکشونه

میخوام باشی و باشم تا دم مرگ
میخوام کنار تو آروم بگیرم

میخوام زندونی عشق تو باشم
میخوام واسه نگاه تو بمیرم

میخوام یه لحظه ازم دور نمونی
میخوام یه ثانیه تنهام نذاری

میخوام شادی و غمت رو
فقط واسه خوده خودم بیاری

میخوام باشی و باشم تا همیشه
میخوام باشی و باشم عاشقونه

اما اون نگاه گرم و مهربونت
منو به سمت چشمات میکشونه

میخوام باشی و باشم تا دم مرگ
میخوام کنار تو آروم بگیرم

میخوام زندونی عشق تو باشم
میخوام واسه نگاه تو بمیرم

میخوام یه لحظه ازم دور نمونی
میخوام یه ثانیه تنهام نذاری

میخوام شادی و غمت رو
فقط واسه خوده خودم بیاری




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

27 بهمن...! 1390

نویسنده :Star Dust
تاریخ:چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390-22:49



گاهی دلم تنگ میشود برای روزگاری که باید تلختر بود...

گاهی باید به زور دکمه دل را فشار داد تا سایلنت شود ...

و گاهی هم تولدی گرفت برای دلخوشی ...

تولدم مبارک...

نمیخوام بگم چه زود گذشت !

هه ! چه بد گذشت ...

یک سال دیگه هم گذشت ....

باید صفحه سپید دیگری که پیش روی من گذاشتند رو پر کنم

خدا کنه سال رو سپید باشم و صفحه ام رو کم غلط تحویل بدم

فقط یه سوالی که سال هاست توی ذهنمه اینه که یک سال به عمر من اضافه شد یا کم ؟ ؟ ؟







 


 روزهایم خسته و بی رمق می گذرند و …

 با خود کودکی ها و شیطنتها ی پسرکی

 را می برند که عجیب دارد خواسته و نا خواسته

 به دنیای آدم بزرگها پا می گذارد …

بیست و پنج سال گذشت.... 

به او یاد میدهند کم کم حرف  گوش کند

 پاهایش را بگذارد روی زمین! …

 و کمتر سادگی کند!

و یاد می دهند  زندگی ارزش خیلی چیزها را ندارد !

 می شود گاهی وقتها خواسته هایش را نخواهد ! …

 

...



SNS3.MIHANBLOG.COM














نوع مطلب : دست نوشت  روز نوشت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چشم انتظار

نویسنده :سوگل
تاریخ:سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390-23:07

چشم انتظار من نباش سفر تمومی نداره

عمر خوشی من و تو دیگه دوومی نداره

 

چشم انتظار من نباش قصه به اخرش رسید

پرنده ی عاشق تو شبونه از قفس پرید

 

تو رو خدا با گریه هات دیگه پشیمونم نکن

میون اغوش خودت دوباره پنهونم نکن

 

تو رو خدا با گریه هات جون من و به لب نیار

تو کوله بار سفرم برای من نشون نزار

 

نگات و به جاده ندوز امید برگشتنی نیست

نگو چرا می خوای بری بعضی چیزا گفتنی نیست

 

چشم انتظار من نباش محال برگشتن من

عشقم و از یادت ببر گناهشم گردن من



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یه عاشق

نویسنده :سوگل
تاریخ:سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390-22:12

من یه عاشق پر رویا تو پر از احساس عادت

من پی یه جای امن و تو یه کوه پر صلابت

 

از یه راه دور رسیدم تا که همسقف تو باشم

از همه دنیا بریدم تا تو اغوش تو جا شم

 

از تو اینه ی تو چشمات تو رو تو خودم میبینم

تو نجیب و اسمونی واسه من که رو زمینم

 

دستم و بگیر تو دستات با یه حس پر کشیدن

توی اسمون ابی اونور ابرارو دیدن

 

تا که دنیا سر جاش تو واسم یه تکیه گاهی

من و تو با هم میمونیم توی هر مسیر و راهی

 

حالا با تو غرق نورم مثل یک رنگین کمونم

نمی خوام زمینی باشم می خوام این بالا بمونم



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بسازبا من

نویسنده :سوگل
تاریخ:سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390-14:45

بساز و با من خسته بمون و ساده عاشق شو

تنم پیچیده تو خاکت من واینبار نوازش کن

 

تو حرم سبز اغوشت من و بشکن تو ای زیبا

 تو ای احساس پاک عشق تو ای بالاتر از رویا

 

بساز و با من خسته بمون و ساده عاشق شو

تو این تکرار تنهایی من و بشناس و باور کن

 

بمون با من تو عشق من نگو تاریک و دلگیرم

نگو با من که از فردا دو چشمات و نمیبینم

 

بمون با من تو عشق من نگو هرگز نمیتونی

نگو با من که بعد از این کنار من نمیمونی



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

من و زیر سایه ی خودت بگیر

نویسنده :سوگل
تاریخ:سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390-01:34

مرز بین غربت و خونه کجاست وقتی اغوش تو دنیای من

دور سایت رو زمین خط میکشم هرچی که اینور خط وطن

 

واسه یک لحظه تماشا کردنت دل این اینه هارو خون نکن

دیگه با طوفانت اقیانوس من اینهمه جزیررو مجنون نکن

 

من  و زیر سایه ی خودت بگیر تو مثل خواب ستاره روشنی

بزار دنیا دور مارو خط بکش وقتی تا اخر این خط با منی

 

پر کوهی هر طرف میبینمت واسه من فرهاد تو بودن بسه

تا من و به خواب شیرین نبری دست من به بیستون نمیرسه

 

تو دماوندی که زیر بار کوه خم نمیشی به هوای عشق من

تا من و داری کنار لحظه هات قید شونه های البرز و بزن

 

تو که بیداری هنوزم کوچه ها شب به شب مهتاب و حاشا میکنن

هنوزم وقتی به غربت میرسم من و با اسم تو پیدا میکنن



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

Emergency

نویسنده :Star Dust
تاریخ:سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390-01:15

ثانیه تکراری... به خاطر خوب داری...
تو قلبت غم داری... چیزیو کم داری؟

این چشام باز چرا بارونیه؟
شب همیشه به همین آرومیه؟

ببین منو... که باز اینجا تنهام
بشین نرو... بی تو غرق غمهام

سخته برام که پر از کینه شم
وقته تعبیر خوابمه پس بیا پیشم


وقتی پیشمی چشای من برق داره
با تو بودن واسم خیلی فرق داره...


انگار که دل من باز هوای شب داره...
حتما میخواد عاشق بشه یکباره


میای پیش من موهات افشون باشه
شاید خواب من خیال و افسون باشه


زمستون من با تو بهاره
وقتی نیستی دل هوای گریه داره...


جز با صدای تو ، آروم نمیگرم ...
آهسته و تنها ، غرق تو میمیرم...

رفتی و دل بردی ساده .... از من و اون همه بی تابی
انگار نه انگار گفتی با من ... میمونی تا صبح مهتابی

بهت میگم كه فقط مال من باش
واسه پرواز دو تا بال من باش

بهش گفتم وقتی رفتی بستی دستم
خیلی راحت گفتی عاشق هستم

اشتباه از من یه بار بخشش از تو
بیا مرهم شو بده تسکین دردو


بردی شرط و بدون من کم آوردم
نبودی روزا رو به یادت میشمردم


پس الان یه نگاتو بدزد ازم
دلو بگیر به آسمون ببر بازم


دلبستم به تو تا آخر خط هستم دلبندم از دنیا دلکندم
دلتنگم هنوز با تو یکرنگم میجنگم تورو بیارم به چنگم

تورو بیارم به چنگم
...


میترسم ازاینکه بری و دیگه نیای
گفته بودی با من تا آخرش میای
کاشکی میدونستی دیگه طاقت ندارم
با چه زبونی بگم بهت دوستت دارم؟


رفتی و دل بردی ساده
از من و اون همه بی تابی
انگار نه انگار گفتی با من
میمونی تا صبح مهتابی



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قطره ی بارون

نویسنده :سوگل
تاریخ:سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390-00:57

توی قلب تو دیگه جایی ندارم تو می خوای اینجا نمونم

تو می گفتی عاشقم باش من دیوونه همونم

 

من با یه دنیا بی قراری روی اسمون نوشتم تو چرا دوسم نداری

اصلا انگار اشتباه بود قصه ی تو قصه ی من قصه ی چشم انتظاری

 

تو من و حتی قد یه قطره ی بارون دوست نداری

 

دستام و از دستات می گیرم

چشمام و از چشمات می گیرم

 

تو دیگه من و نمی خوای ساده شد گذشتن از من

من شکستم توی دستات ساده شد من و ندیدن

 

من زیادیم تو قلبت رفتی و من و نبردی

نمیره از یاد من که حتی غصم و نخوردی

 

تو من و حتی قد یه قطره ی بارون دوست نداری



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

برج

نویسنده :سوگل
تاریخ:دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390-23:32

زیر این گنبد نیلی زیر این چرخ کبود

توی یک صحرای دور یه برج پیر و کهنه بود

 

یه روزی زیر هجوم وحشی بارون و باد

از افق کبوتری تا برج کهنه پر گشود

 

برج تنها سر پناه خستگی شد

مهربونیش مرهم شکستگی شد

 

اما این حادثه ی برج و کبوتر

قصه ی فاجعه ی دلبستگی شد

 

باد و بارون که تموم شد اون پرنده پر کشید

التماس و اشتیاق و ته چشم برج ندید

 

عمر بارون عمر خوشبختی برج کهنه بود

بعد از اون حتی تو خوابم اون پرندرو ندید

 

ای پرنده ی من ای مسافر من, من همون پوسیده ی تنها نشینم

هجرت تو هرچی بود معراج تو بود, اما من اسیر مرداب زمینم

 

راز پروازو فقط تو می دونی تو می دونستی

من نمیتونم برم تو میتونی تو میتونستی

 

اخرقصمون و تو می دونی تو می دونستی

من نمیتونم برم تو میتونی تو میتونستی

 



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هزار و یک شب

نویسنده :سوگل
تاریخ:دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390-01:32

هوای گریه دارم تو این شب بی پناه
دنبال تو می گردم دنبال یك تكیه گاه


دنبال اون دلی كه تنهایی و میشناسه
دستای عاشق من لبریز التماسه

هزارو یك شب من پراز صدای تو بود
گریه ی هرشب من فقط برای تو بود


سكوت شیشه ایم و صدای تو میشكنه
تو اسمون عشقم شعر تو پر میزنه


با تو دل سیاهم به رنگ اسمونه
تو بغض من میشكنن شعرای عاشقونه



نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو