منتخب متن ترانه های احساسی :)

رویال موزیك من...!!

نویسنده :Star Dust
تاریخ:جمعه بیست و یکم بهمن 1390-03:17


دوستانی كه تو رویال موزیك هستن در جریان اتفاقات پیش اومده هستن

منم دیدم اوضاع روابط كمی بد شده یه وبلاگ زدم موقت كه اونجا باشیم تا درست شدن سایت!

لطفا به بقیه بچه های رویال موزیك هم خبر بدید كه بیان!

امكاناتش هم خوبه... خیلی بهتر از وبلاگ قبلی كه تو وی سی پی زده بودم

آدرس:

Www.RoyalMusic36.ORQ.Ir

Www.RoyalMusic37.R98.IR



نوع مطلب : روز نوشت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

داری میری...

نویسنده :Star Dust
تاریخ:پنجشنبه بیستم بهمن 1390-23:02

 لحظه های رفتنه... حالا اون می خواد بره...

داره تنهام میذاره با یه دنیا خاطره...

تو چشام اشكی نیست... تو هوام حرفی نیست...

پیش تو می خندم.... گریه هام پنهونیست...



 بدون كه من بی تو میرم و میمیرم

 فقط با مردنم من آروم میگیرم

 بذار یه بار دیگه من تو رو ببینم

برات گریه كنم به پات من بنشینم

 به خدا توبری من میشم دیوونه

 آتیش عشق تو به یادم میمونه



 داری میری تو از  كنارم

من كه جز تو كسی رو ندارم

 من  میمونم  پای  قرارم

 حتی نیستی  تو  در كنارم


 داری میری واسه ی همیشه

 بی تو بودن نه نمیشه

مثل من عاشقت كی میشه؟

 كه بمونه واست همیشه


دیگه وقت رفتنه... كسی حرف نمیزنه...

صدای قلب منه كه سكوت رو میشكنه...

پنجره بارونی... تو اتاق ویرونی...

توی ذهن و خاطرم همیشه میمونی...



 بدون كه من بی تو میرم و میمیرم

 فقط با مردنم من آروم میگیرم

 بذار یه بار دیگه من تو رو ببینم

برات گریه كنم به پات من بنشینم

 به خدا توبری من میشم دیوونه

 آتیش عشق تو به یادم میمونه



 داری میری تو از  كنارم

من كه جز تو كسی رو ندارم

 من  میمونم  پای  قرارم

 حتی نیستی  تو  در كنارم

داری میری واسه ی همیشه

 بی تو بودن نه نمیشه

مثل من عاشقت كی میشه؟

 كه بمونه واست همیشه...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دست خودت نیست , میدونم...

نویسنده :Star Dust
تاریخ:پنجشنبه بیستم بهمن 1390-22:52

وقتی كه تنهایی میاد حس میكنم كه بی كسم...

ترانه هام میسوزن و بریده میشه نفسم...

ثانیه ها نمیگذرن... هیچ موقع فردا نمیاد...

دلم دیگه زندگی رو با این همه درد نمیخواد...

 
بسه آخه چه قدر میخوای منو به بازی بگیری؟

كاشكی كه راحتم كنی , بگی الهی بمیری

بی رحمی عادتت شده , دست خودت نیست , میدونم...

آخر یه روز میری و من تو حسرت تو میمونم

دست خودت نیست , میدونم...

 

لعنت به اون دل سیات

نفرین به این بخت بدم

سیاه شده روز و شبم

اسیر و در به در شدم

 

قصه ی مارو هر كسی میخونه میگه شاعره

واسه نوشتن دروغ دستاش همیشه حاضره

 
بسه آخه چه قدر میخوای منو به بازی بگیری؟

كاشكی كه راحتم كنی , بگی الهی بمیری

بی رحمی عادتت شده , دست خودت نیست , میدونم

آخر یه روز میری و من تو حسرت تو میمونم



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نمیدونستم...

نویسنده :Star Dust
تاریخ:پنجشنبه بیستم بهمن 1390-13:21

پرسه های بی تو...

 جای پاهات رو غرورم...


فكر اینكه نیستی لرزه میندازه به جونم...

انقد سنگینه سكوتم دیگه اشكامم ساكتن...

هر چی دورتر میشی از من بیشتر احساست میكنم...


از ذهنم نرفتی تو... عجیبه... این همه مدت... هی تكرار تصویرت

هنوز عطر رو پیرهنت حس میشه تو این هوا... انگار خیلی نزدیكه...

اگه میدونستم زندگی بی تو انقد سخته...

اگه میدونستم بری برگشتت خیاله...

فرصت نمیدادم دلت بره سهم دیگرون شه...

جز تو به دنیای من كی این احساسو میاره؟...

از فاصله گذشتی...

روی خط جدایی راه میری با اون...

 میخندی آروم...


داره نفس هاش جامو میگیره...

تو دستای اون خوابت میگیره...


از ذهنم نرفتی تو... عجیبه... این همه مدت... هی تكرار تصویرت

هنوز عطر رو پیرهنت حس میشه تو این هوا... انگار خیلی نزدیكه...

اگه میدونستم زندگی بی تو انقد سخته

اگه میدونستم بری برگشتت خیاله

فرصت نمیدادم دلت بره سهم دیگرون شه

جز تو به دنیای من كی این احساسو میاره؟...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یاور همیشه مومن

نویسنده :Star Dust
تاریخ:چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390-00:54

ای به داد من رسیده تو روزای خود شكستن
ای چراغ مهربونی تو شبای وحشت من

 ای تبلور حقیقت توی لحظه های تقدیر
تو شب و از من گرفتی تو من و دادی به خورشید

 اگه باشی یا نباشی برای من تكیه گاهی
برای من كه غریبم تو رفیقی جون پناهی

 یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت
غم من نخور كه دوری برای من شده عادت

 ناجی عاطفه ی من شعرم از تو جون گرفته
رگ خشك بودن من از تن تو خون گرفته

اگه مدیون تو باشم اگه از تو باشه جونم
قدر اون لحظه نداره كه من و دادی نشونم

وقتی شب,شب سفر بود توی كوچه های وحشت
وقتی از سایه كسی بود واسه بردنم به ظلمت

 وقتی هر ثانیه ی شب تپش هراس من بود
وقتی زخم خنجر دوست بهترین لباس من بود

 تو با دست مهربونی به تنم مرحم كشیدی
برام از روشنی گفتی پرده ی شب و دریدی

ای طلوع اولین دوست ای رفیق اخر من
به سلامت سفرت خوش ای یگانه یاور من

مقصدت هرجا كه باشه هرجای دنیا كه باشی
اونور مرز شقایق پشت لحظه ها كه باشی

خاطرت باشه كه قلبت سپر بلای من بود
تنها دست تو رفیق دست بی ریا من بود



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دنیای سابق

تاریخ:سه شنبه هجدهم بهمن 1390-20:18

یکی از دوستام هس قدیما خیلی با هم رفیق بودیم ولی الان نه...الان شده دوست سابق

با خودم فکر میکردم که دوستای امروزمم یه روز میشن دوستای سابق
دانشگاهی که توش درس میخونم یه روز میشه دانشگاه سابق

خونه ای که توش زندگی میکنم یه روز میشه خونه سابق
همه چی میشه سابق

تنها نتیجه ای گرفتم اینه که زندگی خیلی الکی تر از اون چیزیه که فکر میکنیم..

ولی بیخیال شما همچنان خوش باش



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خداحافظ تهران...!!

نویسنده :Star Dust
تاریخ:سه شنبه هجدهم بهمن 1390-14:58


به احتمال زیاد این آخرین پستیه كه تو تهران اینجا میذارم!

دارم میرم دیگه!

نمیدونم تا كی و كی برگردیم تهران!

حالا حالاها كه فكر نكنم بیایم تا شاید یكی دو سال دیگه!

هم خوشحالم هم ناراحت!

بماند...

میریم و ایشالا بازم از جایی كه میرم میام و اینجا رو زرت و زرت آپدیت میكنم!

راستی قبل رفتنم یه چیزی واسه شماها....

شاید تكراری باشه!

اما خب جالبه:








699666999999666999999666996666666996666699999666669966666699 
699669999999969999999966699666669966669966666996669966666699 
699666999999999999999666669966699666699666666699669966666699 
699666669999999999996666666996996666699666666699669966666699 
699666666699999999666666666699966666669966666996666996666996 
699666666666999966666666666699966666666699999666666669999666





همه شماره های بالا رو انتخاب کن

Ctrl + F
را بزنید بعد
عدد 9 را بزنید
حالا  Ctrl + Enter







نوع مطلب : روز نوشت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تقویم

نویسنده :Star Dust
تاریخ:سه شنبه هجدهم بهمن 1390-14:45

SNS3.MIHANBLOG.COM






به تقویمت نگاه کردی؟ به این روزای تکراری ...

به احساسی که تونستی ازش چشماتو برداری ...

نمیفهمی که تو سینم چه آهه سینه سوزیه ...

به تقویمت نگاه کردی نگاه کردی چه روزیه ؟؟؟

به دنیای بدون من خـــدارو شکر برگشتی ...

چه رفتاری و دیدی که از این دیوونه نگذشتی؟ ...

تو دنیای تو من مردم منه دیوونۀ سربار ...

چه فرقی میکنه باشم؟  از امروز اسمم هم بردار ...

به روزای بد تقویم رو دیوار نمیدونم چرا اینقدر بد بینم ...

که حتی تو رویا هم کنار تو یه چیزی رو شبیه سایه میبینم ...

به دنیای بدون من خـــدارو شکر برگشتی ...

چه رفتاری و دیدی که از این دیوونه نگذشتی؟ ...

تو دنیای تو من مردم منه دیوونه ی سربار ...

چه فرقی میکنه باشم؟ از امروز اسمم هم بردار ...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قرار نبود...

نویسنده :Star Dust
تاریخ:سه شنبه هجدهم بهمن 1390-14:43




قرار نبود من نباشم تو شبا خوابت ببره

کسی بجز خودم بیاد ناز نگاتو بخره

کلید قلبتو کسی قرار نبود داشته باشه

عکستو هیچ کسی نداشت حتی اونی که نقاشه

قرار نبود بجز خودم کسی موهاتو ناز کنه

کسی بجز خودم بیاد درو روی تو باز کنه

قرار نبود حتی تو خواب هیچکسی عاشقت بشه

بدونه گریه کردی و مرهم هق هقت بشه

بجز خودم قرار نبود خوابتو هیچ کس ببینه

بدون من کسی بیاد بخواد کنارت بشینه

قرار نبود جای منو بدی تو قلبت به کسی

بجز هوای عشق من باشه تو خونت نفسی

قرار نبود که بوسه هات باشه رو گونه ی دیگه

بجز اتاق گرم من بری تو خونه ی دیگه

قرار نبود پر بکشه دلت واسه کس دیگه

قرار نبود چشمای تو به قلب من دروغ بگه

قرار نبود تو رویاهات بوی غریبه ای بیاد

قرار نبود از پنجره ببینی بیرونو زیاد

قرار نبود که هیچ کسی راه کج و خطا بره

فکر کسی حتی تو خواب پیش گذشته ها بره

قرار نبود جز آسمون به هیچکسی خیره بشی

من عاشق روشنیتم,قرار نبود تیره بشی

قرار نبود بجز خودم واسه کسی دیوونه شی

حتی تو اوج بی کسی با دیگری هم خونه شی

قرار نبود که هیچکسی پناه آغوشت بشه

قرار نبود که قولامون ساده فراموشت بشه

قرار نبود من نباشم بد بشی,بی وفا بشی

تا پیشتم با من باشی رفتم ازم جدا بشی

قرار نبود کسی بیاد عاشقی شو پس بگیره

بی خودو بی جهت بگه برای هرکس می میره

قرار نبود نامه هارو بسپاریمش دست نسیم

نامه های تو نرسید ما هم به هم نمی سیم

با اون کسی که اومده تورو خدا قرار نذار

تا وقتی نوبتش رسید راحت بری سر قرار

قرار نبود برم ولی قرار شده دارم می رم

دیگه قرار نمی ذارم,سراغتم نمی گیرم

قرار نذاری بهتره دلا قراری نداره

اون کسی که قرار گذاشت راه فراری نداره

یا مثه من تا ته مرگ می مونی ماتو بی قرار

یا مثه تو یادش میره پاییزه حالا یا,بهار

نوع مطلب : مطالب هم احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مریم پاییزی من...

نویسنده :Star Dust
تاریخ:سه شنبه هجدهم بهمن 1390-14:22

دختر شبای پاییز می‎مونم با تو همیشه

واسه من هیچکی تو دنیا مریم خودم نمیشه

مریم پاییزی من مریم پاییزی من

مریم پاییزی من گریه , اخماتو وا کن

دستاتو بالا بگیرو واسه فرداها دعا کن

دختر شبای پاییز می‎مونم با تو همیشه

واسه من هیچکی تو دنیا مریم خودم نمیشه

مریم پاییزی من مریم پاییزی من

وعدمون هر روز ابری زیر الماسهای بارون

چه بهار باشه چه پاییز , چه تابستون چه زمستون

یه روزی میام کنارت تورو می‎برم تا خورشید

یه روزی که رفته باشه از نگات سایه تردید سایه تردید

دختره شبهای پاییز می‎مونم با تو همیشه

واسه من هیچکی تو دنیا مریم خودم نمیشه

مریم پاییزی من مریم پاییزی من

من همونم که می‎سازم قصر رویاهاتو مریم

اشکهای سرختو بس کن کم نکن دعاتو مریم

دختره شبهای پاییز می‎مونم با تو همیشه

واسه من هیچکی تو دنیا مریم خودم نمیشه

مریم پاییزی من مریم پاییزی من



پ.ن 1: متن بالا متن موزیكیه كه نیما خونده بود.متن اصلی شعر مریم حیدرزاده رو تو ادامه مطلب میذارم + موزیكی كه نیما خونده واسه دانلود

پ.ن 2: نمیدونم چرا این روزا احساس شعرای مریم حیدرزاده خیلی با احساسات من جور در میاد...!

متن اصلی + دانلود موزیك


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سروش عزیزم

تاریخ:دوشنبه هفدهم بهمن 1390-17:29

سلام به همگی
همین الان با خبر شدم که در یک تصادف ، سروش عزیز ، شوهر عمه شون رو از دست دادن  ولی  خود سروش هم که در کنار شوهر عمه شون بودن ، مشکلی براشون پیش نیومده و سالم هستن .
خدا رو شکر که حالش خوبه ، چند دقیقه پیش با نیما صحبت کردم و ایشون منو از حال سروش با خبر کرد.
به سروش عزیز بابت فوت ناگهانی شوهر عمه شون تسلیت میگم .
امیدوارم که هر چه زودتر سروش عزیز رو باز در کنار خودمون بیبنیم !
با آرزوی سلامتی برای سروش عزیز.



نوع مطلب : روز نوشت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سروش

نویسنده :Star Dust
تاریخ:دوشنبه هفدهم بهمن 1390-02:52




نمیدونم ماجرا چی بود كه از پریشب تا الان هرچی به سروش زنگ میزدم جواب نمیداد
كمی مشكوك شدم
امشب بعد از دو روز سروش بالاخره آنلاین شد تو مسنجر
وقتی پیام دادم دیدم كه نوشت من پسر عمه ی سروشم
كمی شوك شدم.گفتم سروش كو؟

گفت تصادف كرده بیمارستانه.پریشب با شوهر عمش تو ماشین بوده كه تصادف كرده و اوشون فوت كردن اما سروش سالمه سالمه
پرسیدم پس اگه سالمه بیمارستان چرا؟
گفت شوك شده وضع روحیش زیاد خوب نیست

كمی مغزم منجمده الان نمیدونم چی به چیه

قرار شد كه فردا ظهر پسرعمش از پیش سروش زنگ بزنه كه با سروش صحبت كنم

اول از همه كه خدا رو شاكرم كه سروش سالمه و چیزیش نشده
در ثانی هم بهش تسلیت میگم به خاطر فوت شوهر عمش
ایشالا فردا ظهر كه صحبت كردم باهاش همینجا مینویسم نتیجه رو.راستش الان دلم یه جوریه با اینكه قسم خورد سروش سالمه ولی باز تا صداشو نشنوم دلم آروم نمیشه :-(



متن چت رو ادامه مطلب میذارم






پ.ن : امروز ساعت 2.5 - 3 اینا بود به سروش زنگ زدم
حالش خوبه خوبه خدا رو شكر
گفت در اولین فرصت میاد اینجا بازم

ادامه مطلب

نوع مطلب : دست نوشت  روز نوشت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آرزو دارم شبی عاشق شوی...

نویسنده :Star Dust
تاریخ:دوشنبه هفدهم بهمن 1390-02:38


میرسد روزی كه بی من لحظه ها را سر كنی....

میرسد روزی كه مرگ عشق را باور كنی...

می رسد روزی كه شبها در كنار عكس من...

نامه های كهنه ام را مو به مو از بر كنی....

من پذیرفتم شکست خویش را...

پندهای عقل دوراندیش را...

من پذیرفتم که عشق افسانه است...  

این دل درد آشنا دیوانه است...

می روم شاید فراموشت کنم...

با فراموشی هم آغوشت کنم...

می روم از رفتن من شاد باش...

از عذاب دیدنم آزاد باش...

گرچه تو تنهاتر از ما می روی...

آرزو دارم شبی عاشق شوی...

آرزو دارم بفهمی درد را...

تلخی برخوردهای سرد را...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

امشب شب مهتابه...

نویسنده :Star Dust
تاریخ:یکشنبه شانزدهم بهمن 1390-23:55


شاید وقتی تو میرسی نباشم ... كه دستاتو توی دستام بگیرم ....

نمیدونی چه حالیّم از اینكه همون روزی تو میرسی كه میرم....

به قدری چشم به راهت بودم كه میشد تموم جاده ها رو تو نگام دید...

همه دلشوره ی دریا رو میشد تو مرداب زمینگیر چشام دید...

همیشه اشتیاق مبهمی هست واسه اونكه باید بی تو باشه...

غروبا كه دلم میگیره میگم شاید امشب شبِ مهتاب باشه....

شاید امشب شبِ مهتاب باشه...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خدایا... گریه نكن... درست میشه....

نویسنده :Star Dust
تاریخ:یکشنبه شانزدهم بهمن 1390-23:36

آهسته گفت خدانگهدارت و در را بست و رفت...

آدم ها چه راحت مسئولیت خود را به گردن"خدا"می اندازند...!!

چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را برای مردم ناباور خیال پرست...؟
 
هنوز دروغ هایت را در گنجه دارم، گاهی باورشان می کنم و باز عاشقت می شوم...

هوا گرفته بود و باران می بارید،کودکی آهسته گفت:خدایا گریه نکن،درست می شه...






آدم هـا می آینـد زنـدگی می کننـد می میـرنـد و می رونـد ...

امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه ... آدمی می رود امــا نـمی میـرد!

مـی مـــانــد و نبـودنـش در بـودن ِ تـو چنـان تـه نـشیـن می شـود کـه تـــو می میـری در حالـی کـه زنــده ای.........!!!!

اولین ها و آخرین ها هرگـــــز از یاد نمیروند پس بیهــوده تلاش نكن به این سادگی ها كسی را فرامــــــــوش كنی كه هم اولیـــــن بوده، هم آخــــــرین ....



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو