منتخب متن ترانه های احساسی :)

چقدر تنهایی بده...

نویسنده :Star Dust
تاریخ:شنبه دوازدهم فروردین 1391-17:24

میبوسمت... میگی خداحافظ

این قصه از اینجا شروع میشه


من بغض کردم... تو چشمات خیسه...

دست دوتامون داره رو میشه...



تو سمت رویای خودت میری

میری و من چشمامو میبندم


ما خواستیم از هم جدا باشیم

پس من چرا با گریه میخندم؟


میبینمت میری... ولی... میری... نمیبینی...

میبوسمت از من ولی دستاتو میگیری


میبینمت میری... ولی... میری... نمیبینی...

میبوسمت از من ولی دستاتو میگیری


چقدر تنهایی بده بگو حال تو هم اینه

اگه این عشق کشته شه پای تو هم گیره


قول داده بودم به مرور زمان خوب شم

یه کم انصاف داشته باش نذار خورد شم


ببین... شاید الان بگی تقصیر ما نیست

این داستان عشقه تو تقویم تاریخ


ولی مگه میشه این همه خاطره رو گور کرد و بعد نشست فقط فاتحشو خوند؟ نه

نمیتونم... توی کتم نمیره

مگه میشه عشق یک شبه عقب بشینه؟


بدون خالیه جات تا که تو پرش کنی

واسه آدمی که یک عمر تو بتش بودی


من که هر کاری کردم که نری یه وقت نه

نمیدونم چرا یهو زدی به هم من


عاشقتم اینو انکار نکن

مثل فیلمی که هیچ وقت اکران نشد...


تو فکر میکردی بدون من

دلشوره از دنیای ما میره


اینجا یکی همدرد من میشه...

اونجا یکی دستاتو میگیره...



گفتی که میتونی بری... اما...

بغض تو دستاتو برام رو کرد


ما هر دو از رفتن پشیمونیم

جون دوتامون زود تر برگرد...

جون دوتامــــون ...




میبینمت میری... ولی... میری... نمیبینی...

میبوسمت از من ولی دستاتو میگیری

میبینمت میری... ولی... میری... نمیبینی

میبوسمت از من ولی دستاتو میگیری





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic